گزارش صعودبه قله سبلان ازجبهه غرب

جمعه ،بیست ونهم مردادهشتادوهشت ساعت شش ونیم صبح مشکین شهررابه قصدصعودبه قله 4811
متری سبلان ترک می کنیم.قصدمان صعودازجبهه غرب است که دشوارتروطولانی ترازمسیرپناهگاه شرقی است.شروع این مسیرفوق العاده زیباازرضوان دره است وبرای رسیدن به رضوان دره بایدازروستای کوهستانی موییل گذشته ودرجاده زمین گرمایی ادامه مسیرداد.هواعالی است وهمه چیزحاکی ازصعودی به یادماندنی می باشد.کناردره ای موسوم به سیل دره سی ازاتوموبیل پیاده شده وکوله هاراجمع وجورمی کنیم.ساعت هفت ونیم حرکتمان رابرای رسیدن به قوردلی گول آغازمی کنیم.ازکوره راهی که ازکنارسیل دره سی تااواسط رضوان دره ادامه می یابدجلومی رویم.درسالیان قبل ازخودرضوان دره برای صعوداستفاده می کردیم ولی به دلیل شیب زیاددره انرژی زیادی ازکوهنوردتلف می شودومسیرکوره راه بهتراست.دراواخرکوره راه چشمه کوچکی قرارداردباآبی کم ولی خنک که غنیمتی است دراین ارتفاع.ازچشمه آب برمی داریم وکمی جلوتردرپناه سنگی بزرگ صبحانه می خوریم.ساعت یازده ونیم حرکتمان رابه طرف جانپناه ادامه می دهیم.درمسیرمان بایدازکنارقوردلی گول عبورکنیم.این
منطقه یکی اززیباترین منطق اطراف سبلان می باشد.درجنوب این برکه زیبا قلل هرم وکسراقراردارند ودرروبروقله سلطان ،مغروروسترگ قدعلم کرده است.کنارقوردلی گول استراحت کوتاهی می کنیم و
سپس دردره ای که بین کسراوهرم ازیکطرف وارتفاعاتی که به قله سلطان منتهی می شوند،ازطرف دیگرقرارداردادامه مسیرمی دهیم.این دره به هرم چال معروف است وادامه آن به یخچال عظیم هرم منتهی می شود.برای رسیدن به جانپناه سبلان بایدازجهت شمال ازاین دره خارج شده ووارددره دیگری شد موسوم به آیی یاتاقی به معنی محل خوابیدن خرس.هرچندکه درحال حاظراین نام بی مسمابه نظرمی رسد
واثری ازخرس دیده نمی شود.درحالیکه درگذشته خرس به وفوردرمنطقه وجودداشته ولی فعلاجوروستم
آدمیان جمعیت خرس رادرمنطقه آنقدرکم کرده است که مشاهده این حیوان زیبا وباشکوه اتفاقی بسیار
نادراست.هرچه ارتفاع زیادترمی شودصعوددشوارترمی گردد.مخصوصامسیری که برای خروج ازهرم چال وورودبه آیی یاتاقی بایدپیمودشیب زیادی داردوحسابی خسته مان می کند.ساعت سه ونیم بعدازظهردر
ابتدای دره آیی یاتاقی نهارمی خوریم.می دانم که این آخرین غذایی است که بااشتهاوراحت می خوریم ودرجانپناه جزغذایی سبک چیزدیگری نمی توان خورد.

                                                                              رضوان دره

                                          قلل هرم وکسراازآیی یاتاقی-بیست ونهم مردادهشتادوهشت

ساعت چهارونیم مسیررابه طرف جانپناه ادامه می دهیم.مسیرقوردلی گول به جانپناه به دلیل طولانی بودن معمولا خلوت است وتنهاگروهی که امروزاین مسیررابرای صعودانتخاب کرده گروه چهارنفره ماست.آیی یاتاقی مسیری سنگلاخ ونفسگیراست که تارسیدن به جانپناه آخرین ذره های انرژی ونفس کوهنوردراتمام می کند.خستگی شدیدرابه وضوح درچهره اعضای گروه می بینم وحال وروزخودم نیزبهترازآنهانیست.کم کم سردردوتیرگی رنگ ناخن هاکه ازعلائم کمی اکسیژن است ظاهرمی شود.ضربان شریانهادردرون جمجمه به راحتی قابل حس است وحتی می توان تعدادضربان قلب رابدون لمس شریانهای بدن شمرد.این علائم یادآوری می کندکه به ارتفاع 4000مترنزدیک می شویم.ازگروه چهارنفریمان یک نفراولین صعودخودرابه سبلان تجربه می کندوبااینکه نگران وضعیتش بودم ولی خوشبختانه تااین قسمت مسیرهیچ مشکلی نداشته.یکی دیگرازهمراهان آخرین بارهجده سال قبل صعودی به سبلان داشته واحساس می کنم ازارتفاع 4000 متربه بعددچارمشکل شده وازسردردوحالت تهوع وتنگی نفس شاکی است.دویست مترآخرتاجانپناه واقعانفسگیراست وهرچندمتریکباربایداستراحت کرد.کمی جلوتربه جوی کوچکی که ازیخچال کنارجانپناه سرچشمه می گیردمی رسیم ومن که شدیداتشنه ام خودرابه چندلیوان ازآب سردیخچال مهمان می کنم.آب این یخچال تنهاآب موجوددراین منطقه است وتمام کوهنوردان چاره ای جزاستفاده از آن ندارند.بالاخره ساعت هفت ونیم افتان وخیزان به جانپناه می رسیم.همان محل سال گذشته رابرای چادرزدن انتخاب می کنیم.محلی که فقط چندمترباعقاب سنگی معروف ساوالان فاصله دارد.پس ازنیم ساعت چادرآماده است ومابعدازگرفتن چندعکس ازغروب مهیای پخت شام می شویم.سوپ آماده جزوبهترین غذاهادراین ارتفاع زیاداست چون مصرف هرگونه غذای سنگین قطعاسبب استفراغ خواهدشد.هیچکس حال صحبت نداردوهمه به نوعی ازعوارض ارتفاع زیادرنج می برند.تهوع وسردردازشایعترین همراهان یک کوهنورددرجانپناه می باشند.بعدازخوردن شام درون کیسه خوابهادرازمی کشیم ولی دریغ ازساعتی خواب راحت.بااینکه قرص خواب آورخورده ام،تاصبح درحالتی بین خواب وبیداری سیرمی کنم.درشب های جانپناه همواره به این نتیجه می رسم که تنهاعشق است که می تواندشخص راازخانه گرم ورختخواب راحت خویش بیرون کشیده وبه چنین ارتفاعی بیاوردوتاصبح درمیان زوزه بادوسرماازیک طرف وسردردوتهوع وبیخوابی ازطرف دیگرآواره اش سازد.وچه بسیارکوهنوردانی که باخودگفته انداینبارآخرین بارمان است وشگفتاکه این آخرین بارهاهی تکرارمی شوندوتکرارمی شوندواین شدنی نیست مگربه نیروی عشق.اولین باری که ازاین مسیرصعودکردم ،به لطف راهنمایمان حتی چادری برای خواب نداشتیم وجانپناه هم مملوازکوهنوردومادرهوای آزادخوابیدیم ومن تاصبح درمیان سرمای زیرصفروشلاق بادسردجانپناه لرزیدم ولحظه ای خواب به چشمانم نیامدوهزاران بارسوگندخوردم که این صعودآخرین صعودم خواهدبودوعجباکه فرزندان آدم چه آسان پیمان می شکنندوسوگندفراموش می کنندوسالهااز آن صعودوآن سوگندمی گذردومن هرسال بازاینجاهستم وازسردردوتهوع وبیخوابی عذاب می کشم وتمام سال رامنتظرتیرومردادهستم وصعودی دیگرازمسیرجانپناه وگویی گمشده ای دارم که آنرتنهادراین محل خواهم یافت.

به هرروی شب راصبح می کنیم واعضای گروه کم کم ازکیسه خوابهایشان بیرون می خزند.

                                                        جانپناه غربی سبلان-شنبه سی مردادهشتادوهشت


                                         منظره غروب آفتاب درساوالان-بیست ونهم مردادهشتادوهشت

                                        سنگ عقاب(قارتال داشی)-سی مردادهشتادوهشت

                                         دریاچه سبلان-سی مردادهشتادوهشت

پس ازیک شب بیخوابی همه گیج اندوسست ،ولی کوه می خواندت وبایدرفت.صبحانه رامی خوریم ومحیای آخرین بخش ازصعودمی شویم.مسیرجانپناه به قله شیب زیادی دارد ونفس گیراست.یکی ازهمراهان صدمترازجانپناه دورشده ایم که حالش بدمی شودواستفراغ می کند،رنگ ورویش حکایت ازعدم توانش برای ادامه صعوددارد.پیشنهادمی کنم برگرددودرجانپناه منتظرمان باشد.می پذیردوسه نفرباقیمانده مسیرمان را به طرف قله ادامه می دهیم.200متراول راراحت بالا می روم ولی کم کم احساس می کنم که توانم به انتها رسیده است.نفسم بالا نمی آیدوهرچندمتریکبارمی نشینم واستراحت می کنم.جانپناه کوچک وکوچکترمی شود.هرم وکسراکم کم پایینترازما قرارمی گیرندومن مبهوت می شوم دربرابراینهمه زیبایی وشکوه.این کوه عظمتی داردبی بدیل وانسان بی اختیارمی شوددربرابرش وچه حقیرمی یابدخویشتن رادربرابرابهتش وگویی غرورانسان می شکندوسرفرودمی آوردوخودرامی سپاردبه نیروی وهم آلودش وغرق می شوددراین سکوت رازآلود.ومن خسته وازرمق افتاده قدم هایم را می شمارم وذره ذره خودرابالا می کشم تا شایددگرباره موفق به رسیدن به اوج این زیبای مغرورشوم.

دوستانم ازمن جلوزده اندومن خودرابه مهی که اطرافم رافراگرفته است سپرده ام وآرام جلومی روم .سه ساعت طول می کشدتا به قله برسم .ازروی توده بزرگی ازبرف یخ زده عبورمی کنم ودریاچه سبلان دربرابرم قرارمی گیردومن دربرابراینهمه زیبایی زانومی زنم ومبهوت وگنگ تنها به نظاره می نشینم.بسی شگفت انگیزاست وجوداین دریاچه فوق العاده زیبا دراین ارتفاع.دریاچه ای که به حق نگین ارزشمنداین کوهستان زیباست.نیم ساعتی کناردریاچه استراحت می کنییم .شگفتا که تمام خستگی انسان بادیدن این دریاچه ازتن برون می شودوگاه بازگشت نیز،آن زمان که ازدیدپنهان می شود،آرزویی جزدیدارمجددش دروجودمان نیست.موعدبازگشت است وما قله سبلان را پشت سرمی گذاریم وتا صعودی دیگربه خاطراتمان می سپاریمش.یک ساعت ونیم طول می کشدتا به جانپناه برسیم .رفیق درراه مانده مان رادرحالی می یابیم که ناراحتی ازصعودنیمه تمامش به وضوح درچهره اش پیداست ومن دلداری اش می دهم ودلگرمش می کنم به صعودی دیگر.وسایلمان راجمع می کنیم ومحیای بازگشت می شویم ومن برای آخرین باربرمی گردم ونظاره اش می کنم وزمزمه می کنم؛

دومان سالامات قال    داغ سالامات قال                     والسلام


دشتی ازابر

قلم موی اعجازآورطبیعت گاه چنان تصاویری خلق می کندکه توصیف کامل زیباییشان بس دشواراست.جمعه دردامنه های سبلان شاهدیکی ازاین مناظرزیبابودم وتصاویری ازاین مناظرزیباراتقدیم عاشقان طبیعت می کنم.درحالیکه دراین چندروزهوای مشکین شهرابری وبارانی بودوبسیاری ازگروههای کوهنوردی برنامه صعودبه سبلان راتغییرداده بودندبه دامنه های کسراصعودکردیم وباکمال تعجب جنگلی ازابرمتراکم راکه شهررادربرگرفته بودمشاهده نمودیم درحالیکه حتی لکه ای ازابردرسبلان وجودنداشت. 

                               رضوان دره-بیست وسوم مردادهشتادوهشت

                              رضوان دره-بیست وسوم مردادهشتادوهشت

                             قله سبلان ازکنارقوردلی گول-88/5/23

گزارش صعودبه قله آیقارازمسیرتندیرلی

ممسیرصعودبه قله آیقارازطریق تندیرلی یکی اززیباترین مسیرهای کوهنوردی درکوههای اطراف مشکین شهرمی باشد.این مسیربه دلیل شیب ملایمش ومناظرزیبای اطرافش به یقین یکی ازبه یادماندنی ترین صعودهای هرکوهنوردی خواهدبود.درمورخه 88/4/26ساعت هشت صبح مشکین شهرراترک می کنیم.برای رسیدن به ابتدای مسیرصعودبایدبه روستای کوهستانی موییل که حدود15کیلومترباشهرفاصله داردرفته وبعدازرسیدن به روستاواردجاده خاکی شدکه برای تاسیسات زمین گرمایی ساخته شده است.بااینکه این راه خاکی تاخودمنطقه تندیرلی ادامه می یابدولی بعدازسایت آخرراه ناهموارمی شودوتردددرآن تنهابااتوموبیل های شاسی بلندمیسراست.

ساعت نه صبح اتوموبیل راکمی جلوترازسایت آخرزمین گرمایی متوقف کرده وبه طرف تندیرلی ادامه مسیرمی دهیم.بعدازحدودنیم ساعت برای صبحانه کنارچشمه ای توقف می کنیم.تندیرلی ازنظرمنابع آب زیرزمینی فوق العاده غنی می باشدوچشمه های بزرگ وکوچک به تعدادزیاددرمنطقه دیده می شوند.درواقع تندیرلی سرچشمه رودخانه خیاوچایی می باشدکه قسمتی ازآب شرب شهروآب زراعی تعدادزیادی ازروستاهای اطراف مشکین شهرراتامین می کند.این رودخانه ازتندیرلی شروع شده وازطریق دره خیاوچای تارودخانه قره سورفته وبه این رودمی ریزد.
ساعت ده حرکتمان راادامه می دهیم.بعدازدوساعت به محوطه اصلی تندیرلی می رسیم.هواعالی است وعطرگل های وحشی ازهرسوبه مشام می رسد.به دلیل اشباع بودن خاک ازآب این منطقه درفصول گرم سال کاملاسرسبزبوده وحتی درسال های خشکسالی هم سرسبزی خودراازدست نمی دهد.تنهامشکل تندیرلی چرای بیش ازحددام است که گاه تاحدانهدام مراتع جلومی رود.
ازتندیرلی چندین مسیربرای صعودبه قله آیقاروجودداردوتقریباازهرجهتی امکان صعودبه قله میسراست.نزدیکترین مسیرجلورفتن دردره ای است که تاآغازمخروط اصلی قله ادامه می یابدولی ادامه این مسیربدلیل ریزشی بودن دشواراست وبهتراین است که ازجهت جنوب ازدره خارج شده ومسیررابه سوی قله ادامه داد.زیباترین مسیرهم ازکنارآبگیرصمدگولی می گذرد.مخروط قله دراین جهت سنگلاخ بوده صعوداندکی دشواراست.
مامسیرآبگیرراانتخاب می کنیم.برای رسیدن به آبگیربایدازسمت راست ازدره خارج شد.دراین قسمت ازدره چندین چشمه زیباباآبی زلال وفوق العاده مطبوع وجوددارد.ساعت یک ونیم به کنارآبگیرمی رسیم که مانندهمیشه زیباوآرام است.ازسربالایی غرب آبگیربالارفته وبه محوطه مسطحی می رسیم که به مخروط قله منتهی می شویم.سنگهای بزرگی دراین مسیروجوددارندکه گویی تمامی ندارند.ساعت سه به قله می رسیم .تنهادیدارکنندگان قله آیقاردراین روزماهستیم.توقفی کوتاه درقله می کنیم .قله آیقارحدود3500 مترارتفاع داردوازقله مشکین شهروروستاهای اطراف به روشنی دیده می شود.دورنمای قلل کسراوهرم نیزازقله آیقاربسیارزیباست.
هنگام بازگشت ازقسمت جنوبی قله سرازیرشده وکمی جلوتروارددره تندیرلی می شویم.دراین قسمت توده های بزرگ برف وجودداردوراه رفتن برروی برف درتیرماه لذت دیگری دارد.ساعت چهارکناریکی ازچشمه های بیشمارتندیرلی برای نهارتوقف می کنیم.دل کندن ازاین طبیعت بینظیردشواراست ولی بایدبازگشت وماتندیرلی وآیقارراتافرصتی دیگروصعودی دیگرترک می کنیم.


                                     مخروط اصلی قله آیقار-88/4/26

                                     دورنمای کسراازقله آیقار-88/4/26

                                     تندیرلی بهشت گمشده سبلان-88/4/26

گزارش صعودبه آیقارازمسیردره

به دلیل بارندگی های اخیرکوههای اطراف شهرستان مشکین شهرامسال طراوت وزیبایی فوق العاده ای دارند.بااینکه حدودیک ماه قبل صعودی به منطقه آیقارازمسیرقینرجه داشتیم،تصمیم گرفتیم صعوددیگری واینبارازمسیردره به این ارتفاعات انجام دهیم.جمعه 88/4/5ساعت هفت ونیم صبح راهی آبگرم قینرجه می شویم.به دنبال چندبرنامه سنگین که درهفته های گذشته داشته ایم تعداداعضافعال گروه به شدت کم شده وبه نظرمی رسدخصوصاپس ازصعودفوق العاده سنگین به آیقاروتندیرلی که درتاریخ هشتم خردادودرهوای نامساعدانجام شدوشامل حدودسیزده ساعت کوهپیمایی دشواربود،تعدادی ازگروه عطای کوهنوردی رابه لقایش بخشیده اند.کوهنوردی ورزش سنگینی است وعلیرغم نشاط وشادابی واعتمادبه نفسی که به شخص می دهدتنهاکسانی که واقعاعاشق این ورزش مفرح هستندقادرندبصورت مداوم آنراانجام دهندوظاهراتعداداین افرادعاشق درگروه ماتنهاسه نفربوده اند.
به هرروی ساعت هشت گروه سه نفره ماحرکت خودراازآبگرم قینرجه آغازمی کند.مشکین شهرمنطقه کم بارانی است ومعمولامراتع کم ارتفاع تردراین موقع ازسال کاملا خشک می شوند،ولی امسال به لطف بارش های مداوم باران دردوماه اخیراثری ازخشک شدن مراتع دیده نمی شود.عطرگل های وحشی ،وزوززنبورهاوصدای پرندگان گوناگون طبیعت رابسیارزیباومسحورکننده کرده است.آنقدرغرق این زیبایی هاگشته ایم که متوجه نمی شویم کی به ابتدای دره آیقاررسیده ایم.
صبحانه مختصری می خوریم ووارددره می شویم.همانگونه که درنوشته های پیشین وخصوصادرمطلب مسیرهای صعودبه آیقارتوضیح داده شده است،زیباترین ودرعین حال دشوارترین مسیرصعودبه آیقارمسیردره می باشد.علت این دشواری هم این مسئله است که امکان گذرازکناررودخانه دربیشترقسمت هاوجودنداردوبایدازدوطرف دره برای صعوداستفاده کردوبطورمرتب ازرودخانه گذشت وچپ یاراست دره رابرای صعودانتخاب کرد.حتی درقسمت هایی ازمسیرنیمچه صخره نوردی های کوتاهی هم نیازاست.رودخانه درقسمت هایی ازمسیراززیرتوده های برف عبورمی کندومنظره بسیارزیبایی بوجودمی آید.یکی دوباروبااحتیاط کامل ازروی این توده های برف یخزده عبورمی کنیم.رودخانه پرآب است وگاهی حین عبورلحظه ای مارامهمان خودکرده وکفش وشلوارمان راخیس می کند.باکی نیست ودرمقابل اینهمه زیبایی مشکلات کوچک رنگ می بازند.ردپای حیوانات وحشی دردوطرف رودخانه پراکنده اند.درچندنقطه ردپای خرس به وضوح دیده می شود.اکثرردپاهای دیگرمربوط به گرازوگرگ است.دریکی ازنقاط صعب العبورغاری دردیواره دره قرارداردکه درسالهای گذشته چندین بارردپای خرس رادرورودی آن دیده ام وبا اینکه می دانیم خرس حیوان بسیارآرامی است وامکان حمله آن به انسان بسیارپایین،ولی بازاحتیاط رارعایت کرده وقبل ازرسیدن به نزدیکی غارترقه ای منفجرمی کنیم تاوجودحیوان درون غاریادرآن نزدیکی مشخص شود.خبری نمی شودومابه مسیرخودادامه می دهیم.دردونقطه آبشارهای زیبایی درمسیررودخانه ایجادشده است وخصوصاوجودبرف دراطراف آنهامناظرزیبایی بوجودآورده است.ساعت یک ونیم ازقسمت تنگ دره خارج می شویم.ازاین نقطه به بعددره بسیارعریض می شود.چشمه های فراوانی دراین قسمت قراردارندکه یک ساعت بعدبه کناریکی ازآنها می رسیم.منطقه کاملاخلوت است وبدلیل وجودعلوفه درارتفاعات پایین ترهنوزعشایربه این قسمت ازکوه نیامده اند.کنارچشمه نهارمی خوریم وساعت چهارونیم آهنگ بازگشت می کنیم.برای صعودبه خودقله ازاین مسیربایدحداکثرساعت شش ازشهرحرکت کردوازنظرزمانی امکان صعودبه قله رانداریم وبه همین حدبسنده می کنیم.دربازگشت بارش باران آغازمی شودومانیم ساعتی زیرنایلونی که همراه داریم می نشینیم وپس ازبندآمدن باران به راهمان ادامه می دهیم.بازگشت ازراه مالروشرق دره راحتترین مسیربرای پایین آمدن است.ساعت هفت ونیم به قینرجه می رسیم وپرونده صعودی دیگربرای مابسته می شود.                        والسلام


                                         دره آیقار-پنجم تیرهشتادوهشت

                                         آبشاری درمیان برف-دره آیقار-پنجم تیرهشتادوهشت

                                        دره آیقار-پنجم تیرهشتادوهشت

گزارش صعودبه دامنه کسراداغ

جمعه مورخه 88/3/22ساعت ده صبح مشکین شهررابه قصدصعودبه منطقه قوردلی گول(goordli gol)دردامنه کسراداغ ترک می کنیم.علت تاخیرطبق معمول کم لطفی یکی ازدوستان است.پس ازرسیدن به روستای موئیل مسیرمان رادرجاده خاکی زمین گرمایی ادامه داده ووقتی به موازات رضوان دره می رسیم اتوموبیل رادرکناره راه پارک کرده وبه سوی ابتدای رضوان دره حرکت می کنیم.هواعالی است وبارش باران درچندروز اخیرسبب طراوت هواورشدگیاهان شده ومنظره جالبی ایجادکرده است.همه جاآلاچیق های عشایردیده می شودوکوه به تصرف آنهادرآمده است.پس ازنیم ساعت به ابتدای رضوان دره می رسیم.بالا رفتن ازشیب تنداین دره باوجودسخت بودن لذت بخش است وشکل مسیرومناظراطراف بسیارجالب می باشد.به عنوان نمونه ازقسمت های فوقانی دره کل دورنمای قله آیقاروتندیرلی دیده می شود.باقیمانده های برف زمستانی درهمه جاپرکنده است.پس ازحدوددوساعت به انتهای دره رسیده وبه دره زیبای ساری گونی(sari goney)که عمودبررضوان دره قرارداردمی رسیم.(درمورداین مسیردرمطلب ،زیباترین مسیرصعودبه سبلان ،توضیح داده شده است).

به علت سردی هوادراین قسمت ازکوه هنوزگیاهان بطورکامل رشدنکرده اندولی باوجوداین ساری گونی بازهم فوق العاده زیباست.پس ازپشت سرگذاشتن ساری گونی به کنارآبگیرقوردلی گول می رسیم.ساعت سه ونیم بعدازظهراست .اطراف قوردلی گول یکی اززیباترین مناطق پیرامون ساوالان می باشد.کسراهنوزبرف انبوهی برخودداردوقله سلطان بامه پوشیده شده است.اطراف قوردلی گول توده های عظیمی ازبرف یخ زده دیده می شود.دره هرم چال هنوزمالامال ازبرف است وبرای ورودبه آن بایددوسه هفته ای صبرکرد.نهارمختصری خورده وساعت پنج ونیم آهنگ بازگشت می کنیم.هوابطورناگهانی ابری می شودواحتمال بارش باران می رود.بدلیل شیب زیاددره ترجیح می دهیم ازکوره راهی که شیب کمتری داردپایین برویم،هرچندکه مسیرمان طولانی ترمی شود.دراواخرمسیررگبارباران وبدنبال آن تگرگ آغازمی شودومادرکنار تخته سنگ بزرگی زیرنایلونی که به همراه داریم پناه می گیریم ووقتی می بینیم بارش باران طولانی شده است چای دم می کنیم وهمانجازیرنایلون بساط چای رافراهم می کنیم.ساعت هفت ونیم باران کمترمی شودومابه سمت اتوموبیل حرکت می کنیم.ساعت هشت کنارماشین هستیم ومن طبق معمول برای آخرین بارساوالان رانگریسته وزمزمه می کنم:

دومان سالامات قال                 داغ سالامات قال               والسلام

                                                               

                                                                                  رضوان دره-88/3/22

                                                                            قوردلی گول-88/3/22

                                           دورنمای قله کسراازکنارقوردلی گول-88/3/22

گزارش کوهپیمایی درشیروان دره

این جمعه(88/3/15)تصمیم گرفتیم برای کوهپیمایی به شیروان دره برویم.این دره یکی اززیباترین مناطق اطراف مشکین شهرمی باشدکه شهرت زیادی بین کوهنوردان منطقه وحتی سایرمناطق ایران دارد.این دره ازآبگرم شابیل درشمال کوه ساوالان شروع شده وبطول 12کیلومترتانزدیک شهرلاهرودادامه می یابد.درموردوجه تسمیه این دره دونظریه وجوددارد.افرادمحلی معتقدنداین دره متعلق به زنی بنام شیروان بوده است وبه همین دلیل شیروان دره نامیده شده است.مطابق نظریه دوم چون سپاهیان شیروان شاه حین جنگ باشیخ حیدر(پدرشاه اسماعیل صفوی)دراین دره کمین کرده وباغافلگیرکردن شیخ حیدراوراکشته اند,ازآن پس این دره شیروان دره نام گرفته است.علت شهرت این دره اولاصعب العبوربودن بیشترقسمت های آن است که سبب شده بوددرگذشته این دره به محل زندگی وحوش بدل شده وکمترکسی جرات ورودبه قسمت های عمیق آنراداشته باشد.ثانیااین دره دارای صخره هاوبریدگی های کم نظیری می باشدکه منظره ای سهمناک به آن می دهد.ازبعدتاریخی هم علاوه برروایت موجوددرزمینه کشته شدن پدرشاه اسماعیل دراین دره,می گویندنادرشاه افشارحین عزیمت به مغان برای تاج گذاری ,به دیداراین دره آمده ومحلی که اوایستاده وازآنجابه دره نگریسته است هنوزهم نادرباخان یعنی محلی که نادرازآنجادره رانظاره کرده است,نام دارد.                                                                       ساعت هشت صبح مشکین شهررابه قصدشهرلاهرودترک می کنیم.هواعالی است وهمه چیزبرای یک برنامه کوهپیمایی مهیاست.اتوموبیل رادرلاهرودپارک کرده وباماشین کرایه ای به سمت آبگرم شابیل حرکت می کنیم.چندکیلومترجلوترراه به دره نزدیک می شودوماپیاده می شویم وازکوره راهی که به داخل دره می رودبه درون دره سرازیر می شویم.دراین قسمت دره عمق زیادی نداردوازعظمت وابهت وسهمناکی شیروان دره هنوزخبری نیست.

                                                            شیروان دره-88/3/15

                                                                                        شیروان دره -88/3/15

                                                                             شیروان دره-88/3/15                                        

پیگیری ادامه گزارش وتصاویردیگری از شیروان دره درادامه مطلب

ادامه نوشته

گزارش صعودبه آیقار

روزجمعه هشتم خرداد 88ساعت هفت صبح به قصدصعودبه ارتفاعات آیقارمشکین شهرراترک می کنیم.هوانیمه ابری است واحتمال بارش باران بسیاراست.یکی ازاعضای گروه طبق معمول خواب مانده است وکمی پس ازمابه آبگرم قینرجه می رسد.زیادتعجب نمی کنیم چون اولین بارنیست که این اتفاق می افتد.درهرصورت اتوموبیل رادرآبگرم پارک کرده وحرکتمان رااغازمی کنیم.بادنسبتاشدیدی می وزدوتلفیق هوای نیمه ابری وبادشدیدخبرازیک صعوددشوارمیدهد.ازآبگرم قینرجه به طرف جنوب وابتدای دره آیقارحرکت می کنیم.محوطه مسطحی که بین قینرجه وارتفاعات آیقارقرارداردکاملاسرسبزاست وعطرگلهای وحشی ازهرسوبه مشام می رسد.ساعت 9به ابتدای دره آیقارمی رسیم.تعدادی ازکوهنوردان مسن کنارچشمه کوچکی که دراین مکان قرارداردبرای صبحانه توقف کرده اند.سن بعضیشان بالای هفتاداست.بادیدن آنهاغرق لذت می شوم ودردل به ایشان تبریک می گویم برای استقامتی که به خرج داده وبه این محل رسیده اند.کناررودخانه صبحانه می خوریم ومحیای حرکت می شویم.راهی بس دشواردرپیش داریم.سراسروجودم سرشارازشوق صعوداست .دراین فصل سال تاکنون به این ارتفاعات صعودنداشته ام وبرای نظاره منظره آیقاردراین موقع ازسال لحظه شماری می کنم.ازسربالایی تندی که درابتدای دره قرارداردبالا می رویم ودوباره به کناررودخانه سرازیرمی شویم.مسیردره دراین فصل برای صعودامن نیست.رودخانه دربیشترقسمت هااززیرتوده های برف جاریست وحرکت ازروی این توده های برف خالی ازخطرنیست.به همین دلیل ازسربالایی شرقی دره بالامی رویم.سربالایی نفس گیری است وبایدآنقدربالارویم تابه راه مالرویی برسیم که تاآیقارادامه می یابد.نگران مسدودبودن راه توسط برف هستم چون اگرچنین باشدبایدبرف رادورزدکه هم ازنظرزمان وهم انرژی به ضررمان است.یک ساعت ونیم طول می کشدتابه راه مالروبرسیم.خوشبختانه راه بازاست وساعت یازده ونیم به ابتدای سربالایی تندی می رسیم که به محوطه آیقارمنتهی می شود.

                                                                

                                             ابتدای دره آیقار-88/3/8

نمای بی نظیری ازاعجازطبیعت پیش رویمان گشوده می شود.آیقاردراین فصل واقعازیباست.دره مالامال ازبرف است وتنهادربعضی ازقسمت هابرف آب شده وگیاهان شروع به رشدکرده اند.آب چشمه هابه آب ناشی ازذوب شدن برف پیوسته وجوشان وخروشان به پایین سرازیرمی شود.آب دربیشترمسیراززیربرف جاریست وتنهاصدای انرامی توان شنید.ازمیان برف هاراهی یافته وبه صعودادامه می دهیم.هرچه جلوترمی رویم برف بیشترمی شود.ساعت دوبه محوطه آیقارمی رسیم.محوطه سراسرپوشیده ازبرف است .قله درجنوب غربی استوارومغرورمارانظاره می کندولی دراین برنامه نمی توانیم به دیدارش رویم چون هدفمان ادامه مسیربه طرف تندیرلیست وازنظرزمانی امکان صعودبه خودقله رانداریم.

                       

                                                                  آبگیرصمدگولی-هشتم خرداد88

                                                   

                                                                                         دره آیقار88/3/8

                       برای پیگیری گزارش صعودبه ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه نوشته

گزارش صعودزمستانی به حاتم مشه سی

حاتم مشه سی جنگل کوچکی واقع درجنوب غرب مشکین شهراست که صعودزمستانی به ان بسیارجذاب می باشد.این جنگل درگذشته وسعت زیادی داشته است ولی درحال حاظربه دلیل بریدن بی رویه درختان جنگل توسط سودجویان ازوسعت ان بسیارکاسته شده است.

این جنگل کوچک وزیبا یک وجه مشخصه جالب داردوان وجوددرختان بلوط می باشد.درختانی زیباباچوبی بسیارمحکم که باوجودجفای ادمیان هنوزدراین جنگل تعدادی ازانها قدبرافراشته اند.البته درسالیان اخیراقدامات حفاظتی موثری برای حفظ گونه های گیاهی این جنگل انجام شده است که گرچه حکم نوشداروی پس ازمرگ سهراب رادارد ولی بازشایسته تقدیراست.دربهاروتابستان این جنگل حکم تفریحگاه عمومی راپیدا می کندوبه دلیل احداث راه اتوموبیل روشاهدهجوم سیل جمعیت می باشدکه قطعاحظوراین تعدادازگردشگران سبب اسیب به گونه های گیاهی وفرارگونه های جانوری خواهدشد.جالب اینکه مسوولان مربوطه بااحداث تاسیسات رفاهی دردل جنگل به این هجمه انسانی دامن می زنند.جای سوال دارد که وقتی تفریحگاه وسیعی همچون دره خیاوچایی درمنطقه وجودداردوجوابگوی گردشگران است هدایت گردشگران به این جنگل درحال نابودی چه توجیهی می تواندداشته باشد.

به هرروی ساعت ده صبح مشکین شهررابه مقصدروستای قینرجه ترک کردیم.این روستادرجنوب راه ارتباطی مشکین شهربه اهرقراردارد.برای رسیدن به این روستا پس ازعبورازروستای دوشانلوبایدازراه اصلی خارج شدوپس ازطی کردن چندکیلومتربه روستای قینرجه رسید.البته راه اسفالته می باشد وحتی درزمستان هم مسیرقابل ترددمی باشد.برخلاف بهاروتابستان که رفت وامددراین مسیرزیادمی باشددرزمستان غیرازاهالی روستاهای اطراف کمترکسی درجاده دیده می شود.قینرجه روستای کوچکی است که حضورافرادغریبه دراین فصل سال برای اهالی جالب وغیرمنتظره می باشد.جلو مسجدروستااتوموبیلهاراپارک می کنیم چون بقیه قسمتهای روستا مملوازبرف می باشد.تعدادی ازاهالی جلوی مسجدنشسته وتن خویش رابه آفتاب زمستانی سپرده اند.اکثراکهنسالندزیراجوانان روستادرزمستان برای کاربه شهرهای بزرگ وخصوصاتهران می روند.پیرمردان روستامارااحاطه می کنندوعلت حضورمان راجویا می شوندوکاملامشخص است که ازدیدن کوهنورددراین موقع ازسال شگفت زده شده اند.کودکان روستا هم جمع می شوندوبه نظاره مامی نشینند.پیرمردان پس ازاینکه ازمقصدمامطلع می شوندسعی می کنندماراازادامه مسیربازدارند.توجیه آنهاوجودحیوانات وحشی درجنگل دراین موقع ازسال می باشد.نمی دانندکه دیگربرخلاف زمان جوانی آنها دربیشه خبری ازخرس وگرگ وپلنگ نیست ودیرزمانی است که حیوانات بیشه جان خویش رابرداشته وازجورآدمیان گریخته اند.

پیرمردان سالهاست که به بیشه نرفته اندوازمصیبتی که انسان به سربیشه آورده است بی خبرند.آنهانمیدانندکه دیگربیشه ازحیوانات خالی شده است ودرعوض ازظروف یکبارمصرف وپلاستیک انباشته گشته.آنهانمی دانندکه جنگل چقدرکوچک شده است وکنده های بریده شده درختان درجای جای بیشه دیده می شوند.

پیرمردان روستاراباتفکراتشان تنها می گذاریم وازآخرین کوچه روستاراهمان رابه طرف جنگل کج می کنیم.زمین پوشیده ازبرف است ودربعضی ازقسمت های مسیربرف تازانوهایمان می رسد.صدای فشرده شدن برف درزیرکفش هایمان تنهاصدایی است که به گوش می رسد.هواآفتابی است وهنوزازسرماخبری نیست ولی می دانیم که باافزایش ارتفاع سرما به پیشوازمان خواهدآمد.راه تاجنگل سربالایی است وراهپیمایی دربرف نیروی مضاعفی می طلبد.تاچشم کارمی کندبرف است وبرف.کوهنوردان می دانندکه دربرف امکان گم کردن راه بسیاراست وعلت هم پوشیده شدن نشانه های موجوددرمسیراست.پس ازدوساعت پیاده روی کم کم نوک درختان بیشه ازدوردیده می شود.نرسیده به جنگل کانتینری قرارداردکه جهت مراقبت ازجنگل توسط ارگانهای مسوول درورودی جنگل قرارداده شده است.کنارکانتینرکمی استراحت می کنیم وسپس واردجنگل می شویم

                                                                 

                                           

                                                          منظره زمستانی حاتم مشه سی-بهمن ماه 1387 

پس ازحدود500متربه ساختمان نیمه سازی می رسیم که دروسط جنگل احداث شده ومعلوم نیست که قراراست چه استفاده ای ازان بشودولی درهرحال مشخص است که احداث این بنا دردل جنگل بدون کارشناسی دقیق وبدون توجه به عواقب هجوم انسانی به جنگل انجام شده است.درجای جای بیشه آثارباقی مانده ازبریدن وریشه کن کردن درختان دیده می شودواگربا نگاهی موشکافانه به درختانی که هنوزسرپاهستندبنگریم زخمهای تبروتیشه درجای جای جسم رنجوردرختان رامشاهده خواهیم کرد.جنگل ازجورادمیان خسته است واین رابازبان بی زبانی فریادمی زند.

هرچه جلوترمی رویم اثارتخریب بیشتردیده می شود.ازگرگ وخرس پیرمردان روستاهم خبری نیست.جنگل به خانه اشباح می ماند.افسوس که دراین فصل سال که منطقه کاملا خلوت است درجنگل پرنده پرنمی زند.خودرابه تنهاچشمه موجوددرجنگل می رسانیم وپس ازکمی استراحت ازچوب های خشک اتشی فراهم کرده ونهاردرست می کنیم.همه جا بابرف پوشیده شده است.به زحمت برف قسمت کوچکی راپاروکرده وبساط نهاررامی چینیم.اتش وچای داغ کمی گرممان می کندولی سوزسردشامگاهی زمان بازگشت رایاداوری می کند.هواتاریک شده است که اهنگ بازگشت می کنیم.بادورشدن ازاتش تازه به میزان سردی هوا پی می بریم.راهپیمایی درنورچراغ قوه هاودرحالی که تازانودربرف فرورفته ایم عالم دیگری دارد.

یک ساعت بعدبه روستامی رسیم.ورودماسگ های روستارابه تکاپومی اندازدوبانگ سگ هاازهرطرف بلندمی شود.روستاییان به پیشوازمان می ایندوپیرمردهاازدیرکردن مااظهارنگرانی می کنندومی ترسندکه مباداطعمه حی وانات وحشی شده باشیم  .دردل می خندم ولی دلم نمی ایدتصورات انهاراازجنگل پراز خرس وپلنگ تغییردهم بگذارجنگل درنظرآنهاهمچنان زنده ومخوف باقی بماندبگذارندانندکه جنگل دارد می میرد. 

                                                                           

                                                       گروه کوهنوردی آیقار  

                                                                    

                                                       غروب درحاتم مشه سی