اینجا خرسی مرده است

خبرکوتاه است.درخیاوچای خرسی مرده است.شب چهارشنبه(88/7/22)یکی ازدوستان این خبررامیدهدوتصاویری ازخرس راکه توسط موبایل گرفته است نشانم می دهد.تصاویرزیادواضح نیست ولی به یقین بیانگرضایعه بزرگی برای طبیعت است.جمعیت خرس درمنطقه بسیارکم شده وبه ندرت رویت می شود.باوجودکوهنوردی مستمردرسالیان اخیردراکثرارتفاعات منطقه ،تاکنون حتی دریک موردهم موفق به رویت خرس نشده ام.بهارامسال یک توله خرس توسط عشایرمنطقه کشته شدواین دومین تلفات گزارش شده این گونه باارزش جانوری می باشد.ظهرپنج شنبه بایکی ازدوستان برای دیدن خرس مرده به دره خیاوچای می رویم.خیاوچای دره ای چسبیده به شهراست وآمدن خرس تانزدیکی شهررخدادی عجیب ونادرمی باشد.خرس اصولا جانوری منزوی بوده وخصوصاازانسان وجوامع انسانی دوری می کند.دراین فصل ازسال ارتفاعات منطقه ازبرف پوشیده شده وخرس برای تغذیه به ارتفاعات پایینتر می آید،جایی که دراین زمان مملوازگله های گوسفندعشایراست وبرای این حیوان وخصوصاخرس های کم سن وسال بسیارخطرناک بوده وگاه به بهای جانشان تمام می شود.طبق گفته ها فاصله محل افتادن جسدخرس تا پارک جنگلی مشکین شهرحدودپانصدمتراست ولی مابه زحمت موفق به یافتن حیوان می شویم.شدیدا متاثرمی شوم.حیوان کم سن وسالی است وتنهااندکی ازیک سگ درشت هیکل بزرگتراست.باچشمانی باز نظاره مان می کندوبازبان بی زبانی فریادمی کشدکه چراو به کدامین گناه؟به راستی چرا؟انسان چه موجودبی رحمی است که این جاندارزیبارابرای هیچ کشته است ،واقعاهیچ زیرانه گوشتش قابل خوردن است تاشکم انسان آزمندی راسیرکندونه پوستش قابل فروش.پس چه می تواندباشددلیل این کشتاروحشیانه جزفرونشاندن آتش اشتیاق انسان به کشتن وخونریزی.

چندنفردیگرهم ازراه می رسندومن تاسف رادرچهره تک تکشان می بینم ولی چه سودازتاسف؟برای حفظ اندک باقیمانده حیات وحش منطقه سبلان به اقدامی قاطع نیازاست تاباایجادپناهگاه حیات وحش جلوی انقراض نسل حیوانات باقیمانده منطقه گرفته شود.قوچ ومیش وکل وبزسبلان سالهاست که منقرض شده اندواینک اگرنباشدعزم قاطع مسوولان منطقه برای حفاظت ازباقیمانده حیات وحش،خرس سبلان هم به یقین سرانجامی جز انقراض نخواهدداشت.عزمی که فعلا اثری ازآن دیده نمی شود.             والسلام

              چرا ؟

حیوان وحشی یاانسان...؟                                       

حیات وحش سبلان درآستانه نابودی کامل


رشته کوه سبلان درگذشته دارای حیات وحش غنی ومتنوعی بوده است.وجودمراتع سرسبزو
ومنابع غذایی کافی سبب شده بودگونه های جانوری گوناگونی درمنطقه حضورداشته باشند.
حتی وجوداین حیوانات به تعدادانبوه درمنطقه سبب نامگذاری قسمت هایی ازمنطقه به نام این جانوران شده بود.قله آیقار(به معنی برف خرس)،کوه دلی آیی(به معنی خرس دیوانه)،دره آیی یاتاقی(به معنی محل خواب خرس)،برکه جیران گولی(به معنی آبگیرآهو)،برکه مارال گولی (به معنی آبگیرمارال)،جنوارداغی(به معنی کوه گرگ)ازجمله این مکان هامی باشند.
خرس سبلان درگذشته به تعدادفراوان درکل رشته کوه سبلان وجودداشته وسالمندان منطقه داستانهاازبرخوردشان باخرس برای نقل کردن خواهندداشت.گله های کل وبزکوهی وقوچ ومیش وحشی درکوه سبلان وحتی منطقه آیقاربه وفوروجودداشته اند.انواع گونه
های کبک،عقاب وسایرپرندگان بزرگ آسمان ساوالان رابه تسخیردرآورده بودند.ساوالان بانعره خرس هایش ،بلندپروازی عقاب هایش وجست وخیزآهوانش شناخته می شد.
قهقهه کبک های سبلان زمانی نه چندان دوردرجای جای این کوه زیبابه گوش می رسید.
ازآنهمه شکوه وزیبایی چه برجای مانده است؟چه برسرحیوانات سبلان آمده است؟چرادیگر
نعره خرس سبلان شنیده نمی شود؟چرادیگرحتی نشانه کوچکی ازبزکوهی سبلان دیده نمی شود؟عقاب طلایی که زمانی فرمانروای آسمان ساوالان بوداینک کجاست؟
قصه کوهی رابشنویدکه زمانی میزبان مهمان های بی آزاروزبان بسته ای بودکه به اوپناه آورده بودند.درکنار صخره های بلندش پناه می گرفتند،مهمان چشمه های سردش ومراتع
سرسبزش می شدندوهرصبحدم باطلوع خورشیدسرودزندگی می خواندند.این مهمانان کوه
رامادرخودمی دانستندوحرمتش رانگاه می داشتند.وناگاه مهمان ناخوانده ای دراین کوه پدیدارشد.اوکوه راازآن خویش می دانست وهمه چیزرابرای خودمی خواست.مهمان ناخوانده نه تنهاخودرامالک کوه بلکه مالک مهمانان دیگرکوه می دانست.اوحیوانات خودرابه کوه آوردوهمه جارابه تسخیردرآورد.هرچه مهمان ناخوانده جلوترمی آمدمهمانان کوه به قسمت های صعب العبورترپناه می بردند.مهمان ناخوانده کم کم طمع به گوشت وپوست
مهمانان کوه کردوخونریزیهاآغازشد.مهمانان کوه هرروزکم وکمترمی شدند.مهمان ناخوانده برای تسهیل رفت وآمدخودوحیوانات دست آموزش شروع به ساختن راه درجای جای کوه کردوغرش ماشین های راهسازی کوه رابه لرزه درآورد.مهمانان کوه دیگرجایی برای پنهان شدن هم نداشتندوشکوه به کوه بردندولی ازدست کوه هم کاری برنمی آمدواین پایان کارمهمانان کوه بود.مهمان ناخوانده باخودمرگ ونیستی آورده بود.هدیه اوبه کوه پلشتی بود.ظروف یکبارمصرف بودوقوطی کنسرو.شیشه بودوآهن .وراههای پرپیچ وخمی که کمرکوه راشکستند.آنهمه زیبایی به تاراج رفت.سرودزندگی درکوهستان به سکوتی مرگباربدل شدکه تنهاگاهی باغرش اتوموبیل های غول پیکرشکسته می شد.
واین بودداستان سبلان وحیواناتش.
خودرافریب ندهیم.بانوشتن نام قوچ ومیش برروی تابلوهای فلزی به عنوان حیوانات موجوددرسبلان نمی توانیم انقراض این حیوانات زیباراپنهان کنیم.قوچ ومیش وکل وبزسبلان سالهاست که درمنطقه رویت نشده اند.دیگردیرشده است .آنگاه که شکارچیان بابی رحمی تمام کوههارابه دنبال آخرین بازمانده های این حیوانات می کاویدندبایدکاری می کردیم.آنگاه
که راههای عشایری بدون مطالعات زیست محیطی درمورداثراتشان برمنطقه،کوههارامی شکافتندبایدکاری می کردیم.اینک خرس سبلان هم می رودکه به سرنوشت بزسبلان گرفتارشود.شایدتنهاشانس خرس حرام گوشت بودن آن است چه اگرحلال گوشت بودآدمیان
آزمندمدت هاقبل کارش راساخته بودندوبه تاریخش سپرده بودند.بیاییدبرای آخرین بازمانده های حیات وحش سبلان کاری کنیم.ایجادپناهگاه حیات وحش تنهاراه برای نجات حیوانات منطقه ازانقراض کامل است واگراندکی درنگ کنیم جزشرمساری دربرابرآینده گان نصیبمان نخواهدشد.
                                                                                                                           والسلام                                                      
                                                                                                       
                                                                   اززیبایی های حیات وحش سبلان-جنوارداغی-88/4/16